پنجشنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۴۰۰، ۰۶:۳۸ ب.ظ
سلام سلام سلام!!
با به پایان رسیدن دومین رول نویسی رسمی کافه بیان،من اومدم با چند تا میم و یه میکس از رول نویسی.
یکم عجله ای شد و تعدادشون کمه،خیلی ببخشید.چون وقت کم بود.از هفته بعدم نمی تونستم درست کنم.
دریافت
و البته که بیان امروز خر بازی در آورده فقط می تونم لینک بدم:|
دریافت
:)
دریافت
دریافت
دریافت
دریافت
دریافت
و این...برید گریه کنید باهاش
دریافت
و در نهایت عکسی که خودمم عاشقم
۷
۰
۰۰/۰۲/۱۶
Aydin ◇•
پاسخ:
واقعا؟؟@_@خودم خیلی راضی نبود
مرسی*_*
چون عکس های مو کوتاه این دختره یه جوریه:/به من چه.
اون آخری رو دیدی:"")؟
پاسخ:
ممنون:")
خاک بر سر منننن!!!!!!!خداوندا!یادم رفت انولا تو رو 😭😭
هلن:وای خداا!!! این ستاره ای که روشن شده مال پسارول نویسیه **_______****
پاسخ:
مرررررسی
آه نه هرگز
خب،من سرچ کردم نخ قرمز سرنوشت چند تا عکس اورد یکیش این بود
پاسخ:
وایییی، آیلین عالی بودننXD
میشه از تو هم کمک گرفتا برا میما:>
پاسخ:
لازمه بگم میزارم نوشته های اون وبلاگ رو هر وقت کسی نیست خونه بخونم؟XD
پاسخ:
چرا بودی*-* همونی هستی که چیپس دستته*-*
پاسخ:
آره فکر کنم*-*
آره :| که یه ندا بدی بری، نه؟:|
+مونی:تو اونی که خیلی کیوت داره می خنده:")
پاسخ:
تو چرا نمی تونی همه حرفات رو تو یه کامنت بزنی؟"-"
پاسخ:
من تو ذهنم درست میکنم، حوصله عکس و ایناکارا رو ندارم D:
پاسخ:
واقعاXD
استقلال آزادی پنتاگون اسلامیXD
پاسخ:
حقته :/
بزار بعد امتحانا تموم شد که خستگی هم در بره از تنمون*-*
پاسخ:
ممنونم:"""""""")خدایا این بیان چرا استیکر ذوق مرگ نداره
اون توشائه*_*
پاسخ:
عه*-*
باشه حتما*-* باید ببینم چیه*-*
پاسخ:
آره.*-*
پی بردیم بخدا*-*
پاسخ:
بس کن"-"XD
الان دوباره دستم رو گاز میزنم :/>
پاسخ:
بابا عشق کتاب اونیه که داره می خنده خییییلی کیوته.سیاهه توشاست
هلن: اوه *__* گفتما!
چرا انقدر جذابه؟ من خیلی زشت تصورش کردم بدبختو D:
پاسخ:
هلن: توشا کدوم بووود؟
آرتی: اون مو سیاهه*-*
پاسخ:
نه نمی تونی:دی
من آلزایمری شدممممممم.تو و انولا رو یادم رفتتتتت.دارم میمیرم از عذاب وجدان
اون توشائه
پاسخ:
فرشتش نکردیم که://گفتیم بچه ای بود که زود بزرگ شد.همین
پاسخ:
مونی: هلن !!!!!اون هشتگ های سم چیهههه
هلن: حقیقت :*) (چشم معصومانه)
پاسخ:
به قول هلن عشق تسوندره ایD:
مونی واقعی:من این سم رو ننوشتم آرام:/
هلن: حیف شد :_( داشتم بهت افتخار میکردم مونی-چان
مونی:#خدایا_مرا_گاو_کن
نه به من چه.اینا رو گاو کن:/
هلن: موافقم خدایا!!! *چشم ملتسمانه* گاوم کننن!!
گاوا که مجبور نیستن دفاعی بخونن که... نه -__-؟
مونی:منم گاو کن:/گاوا لازم نیست عربی بخونن و امتحان بدن
پاسخ:
آیسان..(پاره می شود)
پاسخ:
اوه...سوال خوبی بود! راستش هزار بار اومدم تو وبت ولی تعداد پستات کم بود، و فکر کردم مثل اولای وایولت برای وبلاگ خوندن وبلاگ زدی، و من یه جورایی نیت فریکم :| تعداد دنبال شده هام از یه مقدار بیشتر میشه اعصابم خورد میشه، برای همین تا مجبور نشم کسی رو دنبال نمیکنم. :"
ولی زیر نظر داشتمت =-=
مونی:اوپس.
تعداد پستام کم بود؟ریلی:///
پاسخ:
می زاری اینجا هم تو کامنتا@_@؟؟
پاسخ:
خوبه گفتم موهاش مشکیه:/
پاسخ:
مونی: تف تو روحتتتت آیساااان
هلن: ++++++++++ رمانتیک ترش کن آیسان چان
آرتی: آفرین، بهت افتخار می کنم*-*
پاسخ:
می خواستی شرکت کنیD::!
پاسخ:
آرااام.ببخشید .آقا من تو عمرم فقط واسه ی دو سه نفر ناز کشیدم:/
پاسخ:
نه منظورم... *______*
اصلا این تصویر ذهنی رو نیاز نداشتم.
پاسخ:
فماامالوبمااملپبپلتچتمذاپ.5=^645اامفامتکدXD
اهم...
(نفس میگیرد)
مادر شوهر این معایب هم داره دیگه آیسان جان^^
پاسخ:
همون اسمی که هلن گفت*-*
پاسخ:
مونی:هفت خیلی حق بود
هلن: وای آرهه! اصلا قیافم داره داد میزنه کییووووتتت!! xD
پاسخ:
بوست دارم به قول کیدو
پاسخ:
میبینم که همه میم ساز شدینD:
پاسخ:
وایی اولی xD
به نظر من اینطوری کیوت ترهه XDD
پاسخ:
من اسمم اینجا الهه ماهه، نصف وبلاگم هم ماهه، چی داری میگی*-*XD
پاسخ:
پنج و هفت بی نظیر بودنن*-*XD
پاسخ:
@آیسان
جدییی؟*-*
نه بابا ^_^ بیا روشون کن، آرام و مونی اعتراض کنن بلاک میشنD:
اگه نشد من حتما می خوام بخونمشون، خصوصی بفرست برامD:
پاسخ:
@ایلین
تو هم درست کن ::>
نا سلامتی بهترین ادیتور 1400 هستیD:
پاسخ:
عه؟:>
دلت بسوزه یوهاهاهاهاD:
پاسخ:
حقیقتا برا قلب هامون خوب نیست....
پاسخ:
تاریخ به ما می آموزد که هیچ کس از تاریخ نمی آموزد D:
پاسخ:
نماد تو همین سریالی باشه که با عشق کتاب راجبش حرف می زنید*-*
*وقتی اسم سریال رو یادت رفته....*
پاسخ:
اصلا نماد من کهکشانهXD
پاسخ:
نخیر، کل کهکشان ناسا هم جز ش حساب میشه، پس نمی تونید انتخاب کنید D:
پاسخ:
تا وقتی بلاک-حذف شدن از نویسندگی هست چرا ترس؟ D:
بفرستتتت*-*"
پاسخ:
جدیی؟*-*
هلن چجوری میتونی انقدر زود زود فن فیک بنویسی؟*-*
پاسخ:
ناسا*-* ماه به من نمیخوره، بیشتر به مونی میخوره....
خب نمیشه که اینجوری، بالاخره مهم اینه که «ناسا» ست، شرمنده....ولی باید یه نماد دیگه انتخاب کنی انولا چانD:
پاسخ:
واووو*-*
تو فن فیک تو از همه مون پیشکسوت تریD:
پاسخ:
خب آخه مثلاً مثل این میمونه که نماد دو نفر پروانه باشه...بعد یکی پروانه قرمز اون یکی پروانه سبز XD نمیشه.
نماد منم بوده و هست *-*
پاسخ:
ایح منمT-T
چقدر اون اوایل کتابخوندنم کتابهای کهکشانی رو شخم زدم من:|
پاسخ:
به قول آرام من وارث آینده ناسام، اجازه گرفتم ازشون D:
پاسخ:
دقیقا منم:"))
من تمام مجموعه علوم ترسناک یا یه همچین چیزی بود اسمش...که توش کتابهای فضانوردی رو داشت جویده بودمT-T
خوشبخت بکD::!
آرام هم علاقه داره *-*
پاسخ:
یه درصد فکر کن ول کنه...
پاسخ:
بابا دعوا کجا بود....داریم عین دو آدم صالح حرف میزنیم *-*
پاسخ:
تو کلاس پنجم یه همچین انشایی بود که گفت میخواید در آینده چیکاره بشید..
منم نوشتم میخوام فضانورد بشم و ماشین زمان اختراع کنم:||
مگه وبلاگ مرز حقیقتش رو ندیدی؟*-*
پاسخ:
وایسا ببینیم @آیلین چی می گهD:
پاسخ:
*-* عجب *-*
سر بزن حتماD:
پاسخ:
اون ول نمی کنه. مطمئن باش.
پاسخ:
سلاممم اون یکی وارث آینده ناسا D:
پاسخ:
بابا مگه قراره چی بشه؟ :|
پاسخ:
بالاخره بدون دعوا هم نمیشه که....*-*
پاسخ:
دروددد.
هورا..ناسا از آن ماستD: *بالا و پایین پریدن*
احیاش کن حتما:>
صحیح....*-*
پاسخ:
فکتا خیلی باحال بیدن
پاسخ:
عروس خانم هم غش میکنهD::
پاسخ:
*برداشتن شمشیر*
نه اصلا چرا شمشیر...
*رفتن به سمت فضا پیمای جنگی*
پاسخ:
چرا:") من که هیچ وقت رویاهام رو دفن نمیکنم....شاید نظرم بهشون تغییر کنه....ولی دفن کردنشون؟ عمرا.
پاسخ:
#ممنونم
#شوالیه قرن_آرام
پاسخ:
اونقدرا هم از دعوا بدت نمیاد مثل اینکه:D
پاسخ:
پری...
من نمیدونستم اون ریوکای هه.
فکر می کردم یوکای هه *-*
#وقتی سنپای کوهای می شود
پاسخ:
...
اشک هام.....
خیلی قشنگ بود:")....
پ.ن: فردا بفرستیا*-*
پاسخ:
*پریدن روی صندلی فضا پیما
پاسخ:
میخوام برای همه بنویسمD:! شاید به عنوان یه قسمت ویژه منتشرشون کنیم *-^
پاسخ:
اوهوم!!
باید برای بعضی شخصیتا دوباره برم بخونم ولی *--* مثلا زیاد تو و انولا اطلاعات ندارم؟ درباره آیلین هم فقط میدونم روانشناسه *-*
میشه یه ذره اطلاعات بدی بهم *-*؟
پاسخ:
اخلاق اگه میشه *-* نکات جلب شخصیتی...
پاسخ:
نهه عالی بود! برم بخش مرگتو بخون پر ایده بشم.
درباره آیلین و انولا... :°؟ درباره اونا اطلاعاتی نداری بهم بدی؟؟
(حس این مامورای اف بی آی بهم دست داد)(عینک دودی)
پاسخ:
مرسیی!! قسمت آسانسورا...
میتونم خیییلی دراماتیکش کنم.
بکنم ಡ ͜ ʖ ಡ؟
هممم نمیدونم.
وای...
گون xD خدایا چقدر پتانسیل!
فقط یه سوال دیگه هم بپرسم... برای داستان خودت نیاز دارم :° ؟ شاید یه ذره شخصی باشه... اگه نخواستی جواب نده.
مثلاط هدف یا ارزوی خاصی نداری؟ جاییکه چند سال بعد رویاپردازی میکنی که باشی کحاست...؟ چون این ماجراها تو اینده اتفاق افتاده و اینا... :°
(پرونده های محرمانههه نایهکیاهکای یادش بهخیر!! خیلی بی نظیر بود!)
پاسخ:
هوورا *-* امیدوارم نظر آیلین هم همین باشه.
وای...
وای! همین برام کافیه! ممکنه یه ذره.. نه عالیه. یه ایده خوب دارم!!
:)) امضا گرفتن از چندتا شخص رو منم هستم. حتی اگه اشخاصت با اشخاص متفاوت باشن :))
پاسخ:
آره همون *-*
دردناک و غمناک و راز آلود.. یکی از کتابایی بود که منو به این نحو نوشتن علاقه مند کرد!
ناو نامرئی مثلا... تا یه هفته بعد خوندنش می لرزیدم
پاسخ:
:))
همم...مغز شلوغ و فن فیکی منو دست کم نگیر ᕙ(͡°‿ ͡°)ᕗ
وای @_@ خیلی... جذاب به نظر میاد! مثلا کیا؟
من... به این خفنی نیستم. دوست دارم با چندتا نویسنده حرف بزنم. نه فقط در حد امضا... میخوام درباره خودشون بدونم. خیلی وقتا تصور کردم تو یه غار مثلا)!( با نویسنده ناروتو یا رولینگ گیر میافتم، و وقت میکنم همه چی رو درباره خود واقعیشون بدونم. نه چیزی که تو رسانه ها و کلیشه ها ازشون هست :°
خیلی! خیلی کارش درسته و خودشم تحسین برانگیزه! کلی کتاب... این نویسنده هایی که کلی کتاب خوب دارن عجیب تحسین بر انگیزن!
(چطور؟ಡ ͜ ʖ ಡ)
پاسخ:
وای ( ╹▽╹ )( ╹▽╹ )( ╹▽╹ )( ╹▽╹ )
چقدررر همشون... اشک در بیار بودن! هاروئیچی فوروداته... هایکیو خیلی وقتهه تو لیستمه چونتعداد فن فیکاش تقریبا با اکادمی قهرمانی من وناروتو برابری میکنهوحتما خوبه که مردم دربارش داستان مینویسن. و ایسایاما... و مامورو میانو(واقعا خفنه! البته، من به شخصه نوریاکی سوگیاما ساما و رومی پاکو بهترینان به نظرم.. ولی اونم بی نظیره!)
ولی واقعا... نسل جدید خیلی خوبن *-* من کلاس ششم، هفتم اصلا همچین اعجوبه هایی رو نمیشناختم. خیلی سردرگم و ناآگاه بودم نسبت به تو...
گانباره، پری چان! کسی چه میدونه... شاید یه روز شد و تونستیم همه این شگفتانگیزان رو ببینیم :) یا حتی بهتر، خودمون شبیهشون بشیم。◕‿◕。
پاسخ:
فکر کن تو غاری بین دنیای زنده و مرده ها گیر بیافتیم باهاشون +-+
پاسخ:
هیچکی انکار از نگاه خودش خفن نیست. :دیِ تلخ
اصلا من... نوراگامی آراکاتو رو تصور می کنم همیشه. نمیدونم دیدی یا نه؟ یه قسمتی که کازوما و هیوری تو غار گیر کرده بودن و غار با یه طلسم باستانی ژاپنی بسته شده بود...
شگفت انگیز میشد *-*
خونشونم عالیه xD اتاقشونو میشه دید!
پاسخ:
وای وای! مال فری تیله؟ خیلی خوبه (ʘᴗʘ✿)!
پاسخ:
حتتما میبینمش! بعد این امتحانای احمق حضوری البته :/
وایی xD پنیر!
این جوک رو ذخیره میکنم و بعدا استفاده خواهم کرد :دی
:))))
پاسخ:
#کوچولوی خوش شانس D;
تبعیض وحشتناکیه :/ من هربار به درسای حفظیمونو نگاه میکنم سیانور به نظرم طعم عسل میاد :/
هوراا ^•^
پاسخ:
:دی
واقعا چطوری میشه سیانور با طعم عسلو تصویر کرد :دی!
پاسخ:
سناریوی آبی *--*
قشنگ بود
پاسخ:
اوهوم :) فن فیکای فسقلی *-*
میگم یه سوال شخصیتی سینیور... اگه بخوای در چند سال آینده و زمان این روله، یه شغلی داشته باشی احتمالا چه شغلی باشه *-*؟
همون... صاحب کافه کتاب-طور؟
پاسخ:
اوهوم *-*
پس هورا! پیش به سوی جلو.(مشت به هوا)
پاسخ:
نه دیگه \_/ فکر کنم تاثیر دفاعی خوندنه... الهامم یه ذره خشک شده \_/
پاسخ:
اوه بله!
یه ذره از شخصیتتون میشه بگید؟ مثلا... نکات اغراق آمیز یا مهم و داستانی-طورش؟ هدف یا آرزویی...؟
تو رول زیاد نبودید، منم زیاد نمیشناسم 😅 ..
پاسخ:
وای *___*
من با همچین شخصیت خفن و غیر-استریوتاپیکی چیکار کنم *___* ووهوو! شبیه نورمن!
(گم شدن تو افق)
(برگشتن)
و چقدر شغل ها رویایی بودن *_* اصلا... یکی از یکی رویایی تر.
+ منم INTP ام!!
پاسخ:
نه نه عالی بود! مرسی! الان یه تصویر خوب دارم
پاسخ:
نمیدونم.. این حس من بود. :"")
خیلی از تیکه ای که برات نوشتم خوشم میاد به شخصه... امیدوارم خودتم دوستش داشته باشی :"")
+ هورا *-*
پاسخ:
.![made by Afshin [bayan-tools.blog.ir]](https://bayanbox.ir/download/3403279135369708442/e1fab63b-6a94-4a17-abbe-7004cf6609d5.webp)
در دسترس نبودی آخه.
وای وای! پس... فکر کنم با تصوری که تو ذهنم داشتم ازتون نزدیکه. قسمت روانشناسی... خیلی شخصیت پردازی باهاش میشه کرد *-* ووی!
(در حال دانلود دو آهنگ نام برده)
وای یه فن فیک نویس دیگه!! اونم یه فن فیک نویس سادیسست!!
چه شگفت انگیز *______*!
میدونی... الان که دارم فکر می کنم تو پروفایل ذهنیم، بیوگرافیت این بود:«همونی که ناروتو رو یه هفته ای دیده. فایو استارز بهش*-*» xD
ممنون :"""))) خیلی کمک کرد!
فقط یه سوال کوچولو...
از سفر کردن خوشت میاد :"؟
پاسخ:
پس هورااا *---***!! به داستانت میخوره!
مطمئنم خیلی بهت خوش میگذره (چشم رویایی)!
پاسخ:
امشب منتشر می کنه*-*
اون میمای مربوط به مرگxD
منم چند تایی درست کردم:> بیشتر فکتن البته